خوش آمدید

ملازمان حرم 313

امروز : {دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶}

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ﴿۱۶۹﴾ (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.(سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹)

محل نمایش تبلیغات شما ختم قرآن مجید عیدانه از آسمان محل نمایش تبلیغات شما
مستند ویژه شهدای مدافع حرم آرشیو مجموعه مستند ملازمان حرم

خبرنامه
newsletter

جهت دریافت آخرین مطالب سایت در ایمیل خود ، در خبرنامه عضو شوید

توجه

آدرس ایمیل بدون www است

بعد از وارد کردن ایمیل در کادر بالا، پنجره ای باز می شود که باید در آن کد امنیتی را وارد کنید، سپس به ایمیل خود رفته و روی لینک فعالسازی که برای شما ارسال شده کلیک کنید تا عضویت شما فعال گردد.

شهید غریب
میم ی شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ ۱۵۴ آی پی و ۲۱۱ بازدیدچاپ این صفحه


حقیقتاً غریبانه رفتند. اصلا میدان جهاد بازشد که ناجوانمردانه و غریبانه بروند، اما! البته قسمت ما نبود که خونین پر و بال به لقاء حق برسیم.

چند وقتی است که مدافعان حرم سبقت گرفته و باب جدید شهادت را گشوده اند. شهدای غریب و مظلوم ما رقیب پیدا کردند! منظورم شهید رسول عزیز، فرزند همسنگر نازنینمون حاج رمضان خلیلی نیست. اون هم در زمره شهدای تخریبچی است لیکن این شهدا جنس غربتشون با یاران ما فرق میکنه. درسته یاران ما هنگام معراج رفتن، مظلوم و غریب بودند. اما شهدای ما که پیکرهای مطهرشون برگشت، در غربت تشییع نشدند. شهدای ما در وطنشون تشییع شدند و مردم به استقبال آنها آمدند و تابوتهاشون در پرچم وطنشون پیچیده شد.

در تشییع مدافع حرم شهید رسول خلیلی مقبره الشهدای شهرک شهید محلاتی جای سوزن انداختن نبود. اما این شهدا !؟

مدتی پیش توفیقی دست داد که در خاکسپاری تعدادی از این غیرتمندان مجاهد و مهاجر افغانی تیپ فاطمیون شرکت کنم. در نگاه اول تابوتهای سبز که پرچم هیچ جغرافیایی بر آن نبود خودنمایی می کرد.

در نگاه دوم مشایعت کنندگان چشم بادامی با صورتهای رنگ پریده و زخم دیده از حوادث روزگار حضور داشتند. و در نگاه سوم تعجب رهگذران که از هم می پرسیدند که کجا شهید شده اند؟

به خودم آمدم و دیدم پیکر مطهر شهیدی را در آغوش کشیده و روانه خانه ابدی می کنم. این اولین باری نبود که صورت شهیدی را روی خاک می گذاشتم. وقتی جسم مطهرش در خانه قبر قرار گرفت، بندهای کفن را یک به یک باز کردم. صورتش با کفن و نایلون پوشیده شده بود.

با وسواس و دقت خاصی صورتش رو باز کردم و نگران هم بودم که مبادا سری در پیکر نداشته باشد. الحمدلله سر و صورتش سالم بود و روی خاک قرار دادم. اصرار داشتم که حتماً خانواده اش برای آخرین بار روی عزیزشان را ببینند. ولوله ای به پا بود. بچه ها کمک کردند تا مادرش جلو آمد. مادر می گفت می خواهم صورتش را ببینم؛ من هم دو طرف کفن رو گرفتم و قدری شهید رو از خاک بلند کردم و مادر دستی به صورتش کشید. منتظر شدم تا تلقین خوانده شود و من هم شانه های شهید را تکان دهم. تلقین خوان بالای قبر آمد. از روحانی های افغانی بود و شروع کرد به خواندن:

اسمع افهم یا سید رضا ابن سید عباس...

اینجا بود که تازه فهمیدم این نازنینی که لایق تدفینش شدم از بچه های حضرت زهرا(س) است. گریه امانم را بریده بود. دستهام سست شد و به کندی حرکت می کرد. با گریه به شهید التماس می کردم که آقا سید رضا پیش مادرت سفارش ما رو بکن.

گاهی هم می گفتم بی بی جان، این پاره جگر توست که غریبانه به خاک می رود. تلقین رسید به اللهم عفوک عفوک عفوک...

دوست نداشتم از قبر بیرون بیام. حتی جسمم هم یاری نمی کرد. دوستان کمک کردند و مهیا شدم. باید شهید دیگری هم به خاک می رفت که او سر در بدن نداشت و باز حکایتی دیگر...

پنجشنبه گذشته رفتم تا فاتحه ای بر مزار شهید سید رضا بخوانم. خانم جوانی بالای مزار ایستاده بود و کودکی در بغل داشت. مثل اینکه مشغول آرام کردن کودک بود و مثل باران اشک می ریخت. یکی دو تا دختر بچه خردسال هم دور قبر دست ها رو در خاک فرو برده و مشغول فاتحه بودند. من هم فاتحه ای خواندم.

کنجکاوی ام گُل کرد و با احتیاط پرسیدم که خواهر می شه نسبت شما رو با این شهید بدانم؟ در حالی که سعی می کرد اشکش را من نبینم گفت: این شهید شوهر من است و مرا با سه دختر خردسال تنها گذاشت.

تنم لرزید...

بچه ها رو نشانم داد. دختری 12 ساله؛ دختری 8 ساله و کودکی سه ماهه که در بغل داشت.

این بانو که خودش نیز سیده بود با گریه گفت: برای آخرین بار که می رفت به او گفتم: آسید رضا؛ تو دو بار برای دفاع از حرم عمه ات زینب (س) رفتی این بار رو پیش ما بمان. دخترها خیلی به تو وابسته اند.

او گفت: خانم؛ حرم عمه جان ما در خطر است! تو راضی میشوی من باشم و جسارتی به حرم عمه مان بشود؟

این را که گفت دهانم بسته شد و گفتم برو خدا نگهدارت باشد...

این بانوی قهرمان ادامه داد: دومین باری که برای سوریه رفت باردار بودم. برای به دنیا آمدن دخترمان مرخصی گرفت و آمد. وقتی بچه به دنیا آمد به عشق خانم رقیه نامش را رقیه گذاشت. رقیه سادات 15 روزه بود که ساکش رو برداشت و رفت و امروز که پیکر پدرش به خاک رفت، سه ماهه است.

نمیدانم اونهایی که این مطلب رو میخونند تا اینجا دیده هاشون بارونی شده یا نه. رقیه سادات آقا سید محمدرضا علوی سه ماهه است؛ نه سه ساله.

پدرش رقیه سه ماهه را رها کرد تا از حریم رقیه سه ساله دفاع کند.

ما به اینها مدیونیم، به مهاجران مدافع افغانی که واجب رو برای ما کفایی کردند و گرنه کار به مشکل می خورد.

یادم افتاد روی مزار شهید سید مجتبی زینال حسینی این بیت شعر حک شده:

کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد      تا که هر بی سر و پایی نزند لاف ز عشق

یاد و خاطره مهاجران افغانی مدافع حرم خصوصا شهدای سادات مدافع حرم گرامی باد.

دوستدار شهداء: تخریبچی جامونده؛ جعفر طهماسبی

پایان/

دسته: زندگینامه و خاطرات شهدا ,
هرگونه کپی برداری و انتشار مطالب -با ذکر منبع- موجب امتنان است.
نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نظرات (۲)

یحیی پروین
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام رفیق
میخواستم بگم قالبت خیلی شلوغ شده هاااا
در ضمن تو موبایل درهم بر هم میاره


** ******* *** ****** ***********
پاسخ : علیکم السلام رفیق 
مواردی که فرمودید به کلی اصلاح شد و دیگه مشکلی وجود نداره.

مجله ویترینو
بسیار متن خوب و با قلم زیبایی بود ...
در پناه حق موفق و سربلند باشید ...
التماس دعا
پاسخ : خیلی ممنون
محتاجیم به دعا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره سایت
About Us
ملازمان حرم 313

زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست. (مقام معظم رهبری)
----------------------------
« ملازمان حرم 313 » وبی است برای معرفی شهدای مدافع حرم و نشان دادن اعتقادات استوار و صلابت مظلومانه خانواده‌های آنان؛ شهدای بر آمده از جغرافیای فکری سرزمینی انقلاب اسلامی با همه وسعت آن. از جان برکفان ایرانی گرفته تا مجاهدان عراقی و رزمندگان همیشه حاضر در صحنه حزب الله لبنان. از نبویون اهل سنت ایران گرفته تا فاطمیون و زینبیون افغانستانی و پاکستانی.
« ملازمان حرم 313 » پا به عرصه وجود گذاشته است تا نقشی هرچند اندک را در حفظ میراث نسل جدید شهدا ایفا کند.

لوگوی ما
Our Logo

 
کد لوگو مخصوص بلاگفا

نوای پیشنهادی
suggested audio

عنوان: منم باید برم...

مداح: سید رضا نریمانی

پخش آنلاین:

کیفیت عالی

کیفیت خوب

.: کیفیت عالی با حجم ۷٫۷۸ مگابایت
دانلود

.: کیفیت خوب با حجم ۲٫۰۱ مگابایت
دانلود

کلیپ منتخب
Selected cilp

دانلود با حجم 17 مگابایت

دانلود

بازی و نرم افزار
(مدافعان حرم)
game & software

خط حزب الله
Line of Hezbollah

خط حزب الله

تبلیغات
Advertising

http://mehrabane.ir

http://www.ehda.ir



پیشنهاد ما
our suggestion

  

  

  

  

دوستان
Entourage

لوگوی همسنگران

پشتیبانی آنلاین
live support

آخرین نظرات
Recent Comment

عباس زاده
حاجی لند | HajiLand
محمد حسین ظرافتی
مرتضی جعفرزاده
علی
سایت تفریحی چفچفک
علی رضا عظیمی راد